الفيض الكاشاني
441
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شامگاه آنهاست . پيامبر ( ص ) فرمود : خداوندا مال و فرزندانش را زياد كن . پس از آن از كنار چوپانى گذشت و كسى را براى طلب آب نزد او فرستاد ، چوپان پستانهاى گوسفندان را دوشيد و شير ظرفش را در ظرف پيامبر خدا ( ص ) ريخت و علاوه بر آن گوسفندى نيز خدمت آن حضرت فرستاد و گفت : اين چيزى است كه نزد ما بود و اگر زياده بر اين مىخواهى زياد مىكنيم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : خداوندا ! روزى او را به اندازهء كفاف قرار ده ، يكى از اصحاب عرض كرد : اى پيامبر خدا ! براى كسى كه درخواست تو را ردّ كرد دعايى كردى كه همهء ما آرزوى آن را داريم ، و براى كسى كه حاجت تو را اجابت كرد دعايى كردى كه همهء ما آن را خوش نداريم . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : آنچه اندك و كافى باشد بهتر از بسيارى است كه از خدا غافل گرداند ، خداوندا محمّد و آل محمّد را به اندازهء كفاف روزى فرما . » « 48 » از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت شده است : « خداوند مىفرمايد : اگر روزى را بر بندهء مؤمنم سخت گيرم دلتنگ مىشود و او در اين حال به من نزديكتر است ، و اگر روزى را بر بندهء مؤمن خود توسعه دهم شاد مىشود و او در اين حال به من دور تر است . » « 49 » درجات زهد و اقسام آن ( 1 ) نسبت به نفس زهد و آنچه از آن روى گردانيده و بدان رو آورده مىشود . بدان زهد ذاتا به حسب تفاوت قوّت بر سه درجه است : درجهء اوّل - كه پايينترين درجات آن است اين كه انسان در دنيا زهد ورزد با آن كه آرزويش را دارد و دلش بدان مايل و نفسش بدان راغب است ، ليكن مجاهده مىكند و آن را از آنچه مىخواهد باز مىدارد . كسى كه داراى اين درجهء از زهد باشد متزهّد گفته مىشود ، و اين آغاز زهد نسبت به كسى كه بخواهد با كسب و كوشش درجات زهد را احراز كند . متزهّد نخست خويشتن را در طاعت مىگدازد سپس كيسهء خود را خالى مىكند و زاهد نخست كيسهء خود را خالى مىكند و پس از آن نفس خويش را در طاعت مىگدازد نه در صبر بر آنچه از او جدا شده است . متزهّد در خطر است ، زيرا بسا نفس بر او چيره
--> ( 48 ) همان مأخذ ، 2 / 140 ، شمارهء 4 . ( 49 ) همان مأخذ ، 2 / 141 ، شمارهء 5 .